شبی که ضحاک زمان به درک واصل شد

آاااای اهریمن

                  که را کُشتی تا کشته شوی زار؟ 


 پاینده ایران  

مبارک هممون ⚘

چقدر یه موجودی باید بد باشه که این همه آدم از سقط شدنش خوشحال و دلشاد شن؟ واحد اندازه‌گیری نداره، باید بگیم درست اندازه‌ی خامنه‌ای و همکیشانش...

صبح آزادی نزدیکست


 


 

 خب. اژه‌ای متاسفانه تکذیب شد. ولی هیچ اشکالی نداره. همه جا به نوبت :))

چه صبح زیبایی

مژده آمد اژه‌ای به درک واصل شد :))))))
همین چن روز پیش اظهار فضله کرده بود گفته بود اجازه کوچکترین تأخیر و تعللی در رسیدگی به پرونده‌ی آشوبگران را نمیدیم! به فضل الهی اعدام‌ها رو میخواستی به سرعت پیش ببری. ها؟ 
با تخلص از خود کتلت شده‌ش:
دوستان و دشمنان ایران بدانند هیچکس جز خود ما حق کوچکترین دخالتی در امور مربوط به مجازات عوامل ج.ا. را ندارد :)) 

یه ملت خوشحاله که به شرّت از مملکت و کلاً کره‌ی زمین کم شد ولی خب از طرف دیگه‌م حیف؛ نشد زجرکشت کنیم و تاوان پس دادنتو ببینیم.

بشمر یک: مبارک 




اگر خاک ایران برافتد ز دست
هنوز آخرین پر سیمرغ هست

هیچ چیز دیگه مث قبلش نخواهد بود

تاحالا بدون کلام تنها باصدای بغض و گریه با کسی حرف زدید؟ 
به این فکر کردید که چی میتونید بگید وقتی هر چقدرم فکر کنید یا هر کاری بکنید دیگه هیچوقت و هیچ چیز آرومش نخواهد کرد؟ فکر کردید چی میتونید بگید به مردی که میگه اونایی که رفتن مردای واقعی بودن ما فقط یه مشت شاهد بودیم که شانس مردن هم نداشتیم؟ فکر کردید چی میتونید جواب بدید وقتی بهش گفتید فکر کن من پیشتم و به خاطر محافظت از من بیشتر مواظب خودت باش، میگه نمیتونم چون همین تازگیا تو این کار یه بار شکست خوردم؟ فکر کردید به اینکه چی باید بگید وقتی بهتون میگه زنگ زدم که فقط ازت خداحافظی کنم؟ فکر کردید به اینکه واقعا چه بلایی به سرمون آوردن و دارن ادامه هم میدن؟
منم فکر نکردم چون فایده نداره. چون کاری نمیشه کرد. چون دیگه راه برگشتی نیست. چون اینبار دیگه پیروز خواهیم شد و انتقااااااااااااام همه‌ی همرزمامونو خواهیم گرفت. طاقت بیارید بچه‌ها. 
دوس داشتم این روزا اونجا بودم و اگه میشد خودمو سپر بلای تک‌تکتون میکردم. ولی نیستم و شرمنده‌ام. اما عوضش همه انرژیام مال شما... هر کاری که از دستم بربیاد میکنم که اینجا لاقل صداتون باشم.

#نه فراموش میکنیم #نه میبخشیم

فرهنگ ایران هزاران سال و بارها به متجاوزینش غالب شده اینها کی هستن که بهشون غالب نشه✌


 

شما شجاعت و همبستگی رو از نو تعریف کردید✌

بچه‌ها ببخشید من واقعا نمیکِشم. دیدن این حجم از وقاحت رژیم و نیروهاش، اون حجم از حماقت، جهالت و بعضاً خودشیفتگی و دگماتیسم لمپن‌های اپوزیسیون‌نما، این حجم از جنایت و این حجم بی‌انتهای درد و اشک... نمیتونم مغزمو جمع و جور کنم بیام چیزایی که میخوامو بنویسم. وضعم خرابه واقعاً. دردم که یکی دو تا نیس.

و اما عجب شجاعتی! چقدر جرأت، چقدرررر شهامت، چقدر جنم دارید شما لامصبا! دمتون گرم. بچه‌ها، پدر و مادرا، جوونا... همتون.
میشه مگه وسط جنگ، توو میدون مین، اینجوری داغدارم باشی و انقدررر استوار و مصمم. محکم. راسخ. شجاع. جسور. دنیاااا بایست تعظیم کنه جلو همه‌تون. اینجوری که شما ایستادید، ستون به ستون ایران به اعتبار ایستادگی شما تکیه کرده و به همون نسبت که لرزه به قامت خوار غاصبان سرزمین و قاتلان بچه‌هامون افتاده، به همون نسبت ایران قد علم کرده، قامتشو مث سرو آزاده بلند کرده و داره دوباره از جاش برمیخیزه. فقط به اعتبار شما. زنده و پایا باشید. شما خیلی خفنید. شهامتتون در تاریخ مثال‌زدنی خواهد بود. شما فرزندان، همسران، مادران و پدران جاوید نام رو به غایت روسفید کردید.

#جانم فدای ایران

روحم شرحه شرحه‌ست ولی خم نخوام شد مبادا که دشمن لحظه‌ای شاد شود یا که یاد جاویدنامان از ذهن کسی پاک شود #پاینده ‌ایران

داشتم فیلمای اخیر ایرانو میدیدم و گوله‌گوله اشک میریختم تلفنم زنگ خورد، قبل از اینکه ببینم کیه دستم خورد ورداشته شد.
گفتم الو. گفت سلام شری خوبی؟ گفتم نه ولی جانم؟ گفت ستاره رو پیدا کردن و بغضش ترکید. گفتم ای وای. و بغضم ترکید. گفت مادرش میخواد باهات حرف بزنه. گفتم شماره‌شو بده باهاش تماس بگیرم. گفت همینجاس؛ گوشی... :
+ سلام دخترم
ـ تسلیت میگم :'(
+ رفتم جنازه‌شو تحویل بگیرم مرده بهم گفت پونصد تومن میاری، یه جعبه‌م شیرینی تر میگیری میای بدون داد و بیداد جنازه دختر هرزه‌تو تحویل میگیری. باید شرینی بدی تا دخترتو تحویل بگیری. عروس شده دخترت دیگه. بعدم هرهرهر خندید. داشتم داد و بیداد میکردم فحشش میدادم گریه میکردم نمیدونم چیکار میکردم بهم گفت خفه شو، زیاد سر و صدا راه بندازی میگم این بچه‌ها بیان یه حالی به کُس خودتم بدن. بعدم گفت مادر کو ندارد نشان از دختر و قاه‌قاه‌قاه شیطانی خندید! صداشم ضبط کرده بودم ولی موقع اومدن گوشیمو به زور ازم گرفتن.
ـ حرومزاده‌های بیشرف
+ مادر دارم میرم حق تیر و شیرینی تجاوز به دخترمو بدم جنازه‌شو تحویل بگیرم ولی قبل از رفتنم میخواستم بهت بگم اگه برنگشتم بدونی امانتیت کجاس. اینا به زودی فرو میریزن، من اونروز نیستم ولی تو برمیگردی. میدونم آرزوته بری سر خاک آتش. به کیوان و ستاره‌ی منم سر بزن. نذار کسی یادش بره چی شد. 
ـ نسرین جون چیکار میخوای بکنی؟ تورو روح کیوان و ستاره چیکار میخوای بکنی؟
+ دخترم من روزی که فرهادمو کشتن مُردم. شبی که کیوانمو کشتن یه بار دیگه مُردم. الانم که ستاره‌مو ازم گرفتن بار سومه که مُردم. تمام شد دیگه. ستاره‌مو بگیرم بعد خودمم همونجا با دستای خودم میخوام خاک کنم. به همه بگید نسرین از بس مُرد، بالاخره مُرد... /صدای زجه و گریه...
ـ بهت و خشم و درد و گریه...
صدای بوق/ پایان تماس.

پ.ن. امانتی من جعبه عکسا و یادداشتای روزانه‌ی عشق اولمه که بعد از دومین باری که بردنش زندان وقتی اومد بیرون، در حالیکه من دیگه ایران نبودم خودکشی کرد. مادر نداشت و پدرش قبل از اینکه خودشم فوت کنه یا دقیقتر بگم از غصه دق کنه، این جعبه رو برای من به رفیق پسرش کیوان سپرده بود./ کیوان دوست صمیمی و چیزی مث برادر بزرگ جفتمون بود که سالها پیش توو یکی دیگه از اعتراضات کشته شد. ستاره خواهر کوچیکش بود. نسرین، مامان کیوان و ستاره‌س و فرهاد بابای کیوان و ستاره بود. فرهاد رو سه ماه بعد از تولد ستاره بردن و شیش ماه بعد جنازه‌شو بی‌هیچ توجیه و توضیح و دلیل و جرم و دادگاه و حکمی تحویل دادن. مرد شریفی بود.
پ.پ.ن. نسرین بانو ستاره رو تحویل گرفته ولی از روزی که برگشته نه حرف میزنه نه غذا میخوره. میگن فقط انقدر گریه میکنه تا از حال بره. بهش سرم و آرامبخش میزنن چند ساعت میخوابه و دوباره از نو همان حکایت...

بدنم نه فقط؛ روحم درد میکنه. دارم متلاشی میشم از درون و بیرون. 

که من میراث‌دار کوروش هستم!

 اگر عشق به ایران بت‌پرستیست
همی گویم تو را من بت‌پرستم
باافتخار
جانم؟ پرسیدن نداره که. بیاید بغلم
درست میشه. تموم میشه. یه روز میشه که دیگه فقط جای زخما مونده، نه دیگه خون میاد، نه میسوزه، نه در... :'(  نه. دردمون یادمون نمیره، این زخما تا ابد درد خواهد داشت ولی خب حالمون بهتر میشه یه روز. شششـ :*

چه شعار قشنگی

جنگ جنگ شرفه
بی‌طرف بی‌شرفه

#روز چهلم

 

#نه فراموش میکنیم #نه میبخشیم

پ.ن. اینکه کی این روزا کدوم ور ایستاده بود هم فراموش نمی‌کنیم!
خب. وقتشه کمی هم به گه‌خوریهای منفورین کوچک رسیدگی کنیم، مبادا که بعداً بین اصلیا و کلفترا از قلم بیفتن که حیفه. البته زیادن ولی هر وخ اتفاقی جایی چشمم بهشون بخوره و فرصت کنم، اضافه‌شون میکنم این زیر که به موقعش از خجالتشون دربیایم ایشالا.

پ.ن. نه دیگه معلومه که همچنان خوب نیستم ولی الان چشمام یه ذره داره یاری میکنه باید از فرصت استفاده کنم.

این داستان #گه‌خوری‌های عرفان

بی‌ناموس کوچولو میدونی چرا توو مراسم ختممون میرقصیم؟ برای اینکه نمی‌خوایم دشمن‌شاد شیم. این گهی که توو توییتت خوردی هم نشون میده که کارمون جواب داده. کُشتی که گریه‌مونو ببینی ولی زهی خیال باطل. تازه رقص بعدیمون مال وقتیه که کدبسته داری التماس میکنی ولت کنیم. قراره رو غلط کردم گه‌خوردمای اون‌موقعت بیت بذاریم، باهاش قر بدیم و انقراض نسلتو جشن بگیریم. تخم سگم... میخواستم بگم جد و آبائته منتها حیف سگ که تخمش شرف داره به کل خاندان توی ولد زنای تخم عن. دفعه بعدم خواستی باز از این گها بخوری به جاش برو وازلین بخر یه کم با پایه مبل و صندلی تمرین کن ببین چجوری باید شل کنی که موقع پاره شدنت زیاد عر نزنی گوشامون اذیت شه. برا خودت میگم وگرنه ما که زورمون کم نیس. 
#گه‌خوریای عرفان عطار۳۱۳


اینم بمونه اینجا که خدای نکرده یادمون نره واس چی دنبالت بودیم.

در ادامه‌ی #گه‌خوری‌ها

این گه‌خورمونم که حتی انقد جنم نداره که با اسم خودش بخواد عر بزنه. ولیکن میدونید که برای بچه‌های اهل فن هیچ کار سختی نیست پیدا کردن اسم و آدرس واقعی پشت این اکانتا که دستشونم از همین حالا درد نکنه. و اماااا:
۱ـ میدونید چرا بابای سپهرو که بین کشته‌ شده‌ها دنبال پسرش میگرده داره مسخره میکنه؟ چون بابای خودش ناشناسه و ماتحتش داره میسوزه دیگه. میدونه اون روزی که نوبت خودش بشه، انقد قراره جنازه‌ش رو زمین بمونه که بوی تعفن بگیره! مجبوره اینجوری عقده‌شو خالی کنه دوستان. مجبوره میفهمید؟ به امید حق که همین روزا چنان زوزه و التماسش برای عفو و گریه‌ی از سر ترستو بشنویم که دلمون خنک شه.
۲ـ ببین گنده‌تونو کتلت کردیم ولی شماها خیلی ریزید،  باید به عنوان آشغال گوشت بریزیمتون جلو شغالا. پس زیاد گه نخورید که لااقل حیوونای خدا مریض نشن وگرنه لایق همونم نیستید، اونوقت مجبوریم بریزیمتون توو چاه مستراح سیفونم روتون بکشیم. حالا خود دانید.
۳ـ آخی دست درد گرفتی از کشتن ما؟ به حق همون خونایی که ریختی طبق قانون دین کذایی خودتون برات حکم قطع دست راستت از سر شونه و پای چپت به انضمام تخمات از بیخ صادر و اجرا شه، بعد بیایم توو باغ وحش بقایای ج. ا. از پشت شیشه در حالیکه داریم کتلت میخوریم نگات کنیم و به کون پاره‌ت بخندیم. چیه از تصورشم ریدی به خودت نه؟ منتظر باش. آسیاب به نوبت جانی کثافت.
#گه‌خوریای یه قاتل و حرومزاده‌ی بی‌هویت

اینم اینحا باشه که یادمون نره وقاحتشو.

#گه‌خوریای دکتر داریوش صفرزاده چستاد دانشگاه

میگه اینا که در اغتشاشات شرکت کردن باید باهاشون بدتر از کسایی که توو ایران آدم کشتن برخورد کرد!
هر کی منافع شما رو برد زیر سؤال جرمش از آدم‌کشی بالاتره آره؟ چون شما معتقدی آدم کشتن انقدرام مهم نیس و جرمش آنچنانم سنگین نیس، مام امیدواریم فردای آزدای همراه چن تا از همون آدم‌کشا بندازنت توو یه قفس که خوش بگذره به همتون ان‌شاء‌اله :))
حیف اسم داریوش که روی تو گذاشتن.
#گه‌خوریای داریوش صفرزاده


#گه‌خوری‌های ممدحسین محبی

ایشون همون ولد زنائیه که تو شبکه‌ی افق سوأل یخچال رو مطرح کرده! 



بنده در این مورد زیاد حرفی ندارم چون دوستان لطف کردن به خوبی از خجالتش درومدن.


فقط یک سؤال داشتم:

به نظر شما محمدحسین محبی را چگونه مجازات کنیم؟ 

ـ در ملاءعام از ناحیه‌ی تخم دار بزنیم
ـ با پایه‌ی مبل در شهر بگردانیم
ـ نوبتی از خجالتش دربیائیم
ـ فرقی نمی‌کنه فقط از ترس و درد زوزه بکشه

ضمناً واقعاً بی‌پدره و جزو وحوش و بسیجیای دانشگاه علوم‌ارتباطات تهرانه.
حیقتش نمی‌خواستم زیاد کشش بدم ولی اون خنده‌ی کریهش هی یادم میفته موقع خوندن سؤال و اون معذرت‌خواهی احمقانه‌ش که بیشتر بی‌حرمتی و نمکپاشی رو زخممون بود و هی تمایل پیدا میکنم یه چیزایی اضافه کنم که بیشتر از خجالتش دربیام.
نکته‌ی دیگه‌ی داستان میدونید چیه؟ اینکه این انگل عفونی آی‌کیوش خیلی پایینه، از قیافه و حرکاتشم پیداست، این جرمشو کم نمیکنه ولی واجب میکنه طراح  سؤال رو هم شناسایی و معرفی کنیم که جداگانه به حسابش رسیدگی کنیم و خدای ناکرده حیف نشه از قلم بیفته.
البته شناسایی نشد هم زیاد ایراد نداره. ما که به هر حال از خجالت همه‌ی عوامل صدا و سیما باید در بیایم حالا اونم توش دیگه. منظورم اینه که اونم روش


#گه‌خوری‌های ممدحسین محبی

#گه‌خوری‌های حسن عباسی

میگه اگه در ساختار جمهوری اسلامی نیستید و ما رو نمیخواید، خب انقلاب کنید. ما انقلاب کردیم، هزاران شهید دادیم، هزاران نفر شکنجه شدن، تکه تکه شدن، بعدم برای نگه داشتن اصل جمهوری اسلامی دویست سیصدهزار نفر بعد از انقلاب قبل و بعد انقلاب روی هم شهید دادیم! کشته بده! ما سیصدهزارشهید دادیم، شما ۳۰۰۰ تا کشته بده! اگه تونستی بگیری بگیر! (ویدیوشو نمیتونستم آپلود کنم عین زرزراشو براتون نوشتم، خواستید بزنید اینترنت با صدای نحس خودش گوش کنید) 
حالا از نفس وقاحتش که بگذریم، نکته اینه که دویست سیصدهزار شهید و هزاران مورد شکنجه‌ای که میفرمایند کیا بودن؟ کسی نیست بگه بدبخت مااااا بودیم که از قبل و بعد از انقلاب شهید دادیم و داریم میدیم همینجور. تو چه شهیدی دادی آخه بی‌ناموس؟ بچه‌های ما بودن که با خودخواهی و جاه‌طلبی و عدم دانش و مدیریت امثال شما شهید شدن. بیشرف ۱۹۰تا۲۲۵۰۰۰ تا شهید جنگ ایران و عراق که شهدای شما حساب نمیشن. اینای بچه‌های وطن‌پرست ایران بودن که نه برای اسلام که برای دفاع از وطن و ناموسشون رفتن جبهه. یادمونم نرفته که از این تعداد ۹۵۰۰۰ تاشون کودک سرباز بودن. کودک سربازایی که خمینی لعن‌الله فرمان داده بود جنگ بهشون واجبه و اجازه والدین براشون لازم نیست! بچه‌هایی که به عنوان طعمه و سیاهی‌لشکر وتخریب‌چی و مانورای پرت کردن حواس دشمن ازشون استفاده ابزاری میشد. بچه‌هایی که اسلحه رو دوششون سنگینی میکرد ولی به خاطر دفاع از ناموسشون و سرزمینشون شهید شدن. نه به خاطر اسلام و جمهوری منحوس اسلامی و رهبر بیشرفش. دیگه چه شهیدی دادید؟ همه چپی‌هایی هم که از روی جهالت و با رویای فردای بهتر و وعده آب و برق مجانی و برابری و آزادی برای همه و ضد نظام پادشاهی و استبداد و دیکتاتوری بودن و به اومدنتون رو کار کمک کردن و اگه نمی‌کردن شما یه لا قباهای دوزاری که عرضه‌ی این‌کارارو نداشتید، اونا رم که یکی پس از دیگری اعدام و تیرباران کردید. اونام که شهدای شما محسوب نمیشن. شما جلادان وقیح قمه به دست چه شهیدی دادید؟ آمار کل کشته‌های خود انقلابم میذارم براتون ۷۵۸ نفر بودن که تازه از اینا یه تعدادیشونم اعدامی بودن و بازم شما نمی‌تونید به حساب شهدادی خودتون بنویسیدش. توو مقدمه قانون اساسیتونم نگاه کنی دیگه نهایت حدی که میتونسته اغراق کنه کرده و نوشته انقلاب پیروز شد با ۶۰۰۰۰ شهید! که خود اینم خنده‌داره اگه مدارک و اسنادشو بخوای بررسی کنی و آمار درستشو ببینی. دویست سیصد هزارو از کجات درمیاری؟ شما مفت‌خورا چه شهیدی دادید آخه؟ شما هر چه کردید شهید گرفتن از ملت ایران بوده در موقعیت‌ها و به بهونه‌های مختلف. حالا از ما ۳۰۰۰ تا کشته میخوای؟ بیا توو دو روز بیش از چل‌هزارتا شهید دادیم. که این آمار رسمی خود دولته که خود بخوان حدیث مفصل را. بعدش الان این زیر لیست* بقیه جنایتاتونم مینویسم بشمر ببین بس نیس؟ تشنه‌ی خون چند تا دیگه‌مون هستی؟

ایشون دکتر حسین لاجوردی متخصص آمار و جامعه‌شناسه و حرفاش قابل استناد و معتبره.



اگه تونستی بگیر؟ هم مملکتمونو پس میگیریم هم خون تک تک بچه‌هامونو توو تمام این سال‌ها. حالا بذا به موقعش حالتو خواهیم پرسید جانی بالفطره‌ی تخم حرام. 

#گه‌خوری‌های حسن عباسی


* و لیست بخشی از جنایات:
ـ‌اعدام سران رژیم پهلوی، ساواک، ارتش، ژاندارمری و...
ـاعدام بسیاری از هنرمندان، بازیگران، خوانندگان، مجریان تلویزیونی، گویندگان رادیو و تلویزیون، ورزشکاران، اساتید دانشگاه، دانش‌پژوهان، کارمندان ٰرده پایین شهربانی و حتی آشپز دربار
ـاعدام‌های عقیدتی سیاسی ۶۰
-اعدام‌های عقیدتی سیاسی ۶۷
-قیام ۷۱ مشهد
-کشتار۷۳ قزوین
-انفجار حرم امام رضا در سال ۷۳
-اعتراضات ۷۴ اسلامشهر
-سقوط اتوبوس دانشجویان شریف ۷۶
-قتل‌های زنجیره‌ای منتهی به سال ۷۷
-کشتار۷۸ وقایع کوی دانشگاه و اعتراضات پس از آن
ـ‌زمین‌لرزه‌ی بم که به اعتراف و افشاگری مهاجرانی و چندی دیگر از مسئولین در پی آزمایش هسته‌ای صورت گرفته و زلزله نبوده
 -انفجار قطار نیشابور ۲۹ بهمن سال ۱۳۸۲ با ۳۵۲ کشته 
-کشتار ۸۸ و اعدام‌های بعدیش
-فاجعه پلاسکو۹۵
-کشتار ۹۶ و اعدام‌های بعدیش
-غرق شدن نفتکش سانچی ۹۶
-کشتار دراویش گنابادی ۹۶
- قتل دانشمندان محیط‌‌ زیست ۹۶
-کشتار آبان ۹۸ و اعدام‌های بعدیش 
-هواپیمای اوکراینی ۹۸
ـقربانیان دیر تهیه و فراهم کردن واکسن کرونا ۹۹
-کشتار ۱۴۰۰ خوزستان و سرکوب کشاورزان معترض اصفهان
- کشتار ۱۴۰۱ جنبش زن زندگی آزادی و همزمان کشتار مردم بلوچ در زاهدان و اعدام‌های بعدیش
-متروپل آبادان ۱۴۰۱
-انفجاردر اسکله بندرعباس ۱۴۰۳ 
ـقربانیان ایران‌خودرو و سایپا که ارابه‌های مرگِ پورسانت‌خور دولتند
ـ‌کشتار بیش از ۴۰۰۰۰ در دی‌ماه ۱۴۰۴ و بیش از ۵۰۰ اعدام در همین چند هفته‌ی اخیر و ...
ـاعدام بسیاری از اقلیت‌های ارامنه، کلیمی، آسوری، زرتشتی و بهائیان از اول انقلاب تا حال حاضر
ـاعدام بیش از ۴۰۰۰ نفر از همجنسگرایان و دگرباشان از اول انقلاب تا حال حاضر
ـبیش از ۱۵۰ مورد ثبت شده‌ و اجرا شده‌ی سنگسار
ـترور اپوزیسیون در خارج از کشور از اول انقلاب تا حال حاضر
ـاعدام‌های کیفری، اعدام‌های پنهانی، کشته‌شدگان در حین دوران بازداشت و زیر شکنجه  از اول انقلاب تا حال حاضر
ـقربانیان کودک همسری، قاچاق و فروش کودکان، دختران و زنان، قربانیان تجاوز و فحشا  از اول انقلاب تا حال حاضر
و خیلی جنایت دیگر.

#گه‌خوری‌های محمدعلی آهنگران

به ما و جاویدناما میگی زباله دیگه نه؟ یادمون باشه فردا به احوال ایشون که رسیدگی شد، قبل از اینکه حکمش اجرا شه، یه چند ماهی ببندیمش به ماشین جمع‌آوری زباله‌ها. همونجا بخوره، بشاشه، برینه و وقتی انقدر اعتراف کرد گه خورده که دیگه صداش درنمیومد درش بیاریم تحویلش بدیم برای اجرای حکم اصلی! 
پ.ن. ضمناً پاکبانای ما از همون مردم شریفی هستن که تو زباله خطابشون کردی. پاکبان‌ها مثل توی حروم لقمه عادت به خونشوری ندارن. معرفت، شرف و انسانیت جزو چیزائیه که پاکبان‌ها برعکس تو خیلی ازش دارن. چیزایی که تو هیچ بویی ازش نبردی. البته این زیادم تقصیر خودت نیست. این چیزا رو آدم معمولاً از پدر و مادرش یاد میگیره که خب تو شانسشو نداشتی دیگه. پدرت که تا تونسته با خون مردم وضو گرفته و مادرتم که معلوم‌الحاله.

#گه‌خوری‌های محمدعلی آهنگران

#گه‌خوری‌های عمار سروری

اومده با گوشیش فیلم جنایتایی که کرده رو نشون میده و با تعداد کشتناش فخر میفروشه و میخنده. بعدشم میگه به موقعش وینچستر که هیچی تانک بهمون تحویل میدن چون جایی که باید حساب پس بدیم، پس میدیم!
مام همینطور مزدورجان. مام همینطور. جایی که باید. بله...

#گه‌خوری‌های عمار سروری

عکس نحسشم باشه اینجا قیافه‌ی کریه‌المنظرش یادمون نره

بچه‌ها گل کاشتین

تن دنیا رو لرزوندید با اتحادتون. مونیخ چهاردهم فوریه شاهد حماسه‌ای بود که هیچ‌کس انتظارشو نداشت و از هیچکس جز ما برنمیومد. همان‌هایی بودیم که ذاتاً هستیم. همان‌هایی که هر کداممان همیشه از چشم خارجی‌های اطرافمان بودیم اما تنها بودیم. زبانزد مهربانی و خونگرمی و تمدن و فرهنگ، هوش و زکاوت، متانت و نجابت، زیبایی و اصالت. اینبار ولی با هم بودیم. اینبار تجلی شکوه یک ملت بودیم. ملتی دلشکسته و آزرده‌خاطر از رنجی که ۴۷ سال نسل به نسل روی شانه‌هامان سنگینی کرده و ما همچنان در تندباد حوادث یکی پس از دیگری، محکم ایستادیم، تازیانه‌ها را به جان خریدیم و نشکستیم. تماااااااااااااااام خفتی که رژیم اشغالگر ج.ا. این سال‌ها جلوی مردم دنیا برایمان خرید را، اینبار نه با افتخارات و اثبات توانایی‌ها و خوبیم‌هامان به تنهایی، که همدل و یکجا نقش بر آب کردیم. اینبار با هم، یکباره و یکصدا به دنیا نشان دادیم که ملت ایران با دولت اشغالگرش یکی نیست. که ایران مائیم و جاویدنامان و آنها که جان برکف قهرمانانه در خیابان‌های ایران فریاد آزادی براوردند و با دست خالی از هیچ چیز نترسیدند، حتی از مرگ!
کانادا، لس‌انجلس و باقی شهرهای حتی کوچک و دوردست هم تنهامان نگذاشتند. حتی در کشور غنا دیدم که پرچم شیر و خورشید نشان بر شانه‌ها به همصدایی آمدید.
تجربه‌ای بی‌نظیر بود. امیدوارکننده و باعث سربلندی میهنمان.
به امید آزادی. به امید پیروزی. به امید بازگشت به خانه.

#پاینده ایران #جاوید شاه  
  
اینم بماند به یادگار.

به یزدان که تا در جهان زنده‌ام
به کین سیاوش دل آگنده‌ام

بران تشت زرین کجا خون اوی
فرو ریخت ناکاردیده گروی

بمالید خواهم همی روی و چشم
مگر بر دلم کم شود درد و خشم

وگر همچنانم بود بسته چنگ
نهاده به گردن درون پالهنگ

به خاک اندرون خوار چون گوسفند
کشندم دو بازو به خم کمند

و گر نه من و گرز و شمشیر تیز
برانگیزم اندر جهان رستخیز

نبیند دو چشمم مگر گرد رزم
حرامست بر من می و جام و بزم


* فردوسی

شایدم خوب شد که رفتن وگرنه ممکن بود الان بازداشت باشم

توو خیابون دو تا دختر ایرونی پشت سرم بودن. خیابون شلوغ بود، فاصله‌مون کم. یکیشون گفت حالم داره به هم میخوره انقد اینستا همش پر شده از این جنازه‌ها و آت‌آشغالای اغتشاشی! اون یکی گفت حتما خودت رفتی روی یه چیزی که الان هی داره برات میاد. اولی هم برگشت گفت آره اشتباه خودم بود دفعه اول فک کردم باحال‌ماحاله! ولی حال به همزن بود. به جان خودم به قصد اینکه بزنم فکشو بیارم پایین برگشتم دیدم همون لحظه یه پورشه نارنجی زد بغل جفتشون خنده‌کنان سوارش شدن و رفتن. رفتن و من همونجوری یه چار پیج دیقه‌ای سر جام موندم. ایستاده رفتم توو کما فک کنم.

واقعاً حالم خرابه

تمام شبو کابوس میدیدم که خب چیز تازه‌ای نیست. منتها دیشب لول آپ شده بود کابوسا. خواب میدیدم در به درِ مصاحبه و اطلاع‌رسانی‌ام و نمیذاشتن نمیشد یا موقعیتو از دست میدادم یا یه بلایی سرم میومد که نشه و هر هیوده هیژده باری که از خواب پریدم بعدش یه موقعیت دیگه‌ی همینجوری رو خواب دیدم. بیدار میشدم به خودم میگفتم آروم باش خواب بوده، توو واقعیت که اینجوری کردی اونجوری گفتی یا اونجوری نوشتی یا اصلا اینجوری نشده که... توو همین حال خوابم میبرد باز و دوباره از نو، سناریوی بعدی.

بچه‌ها...

بچه‌ها من حواسم بهتون هس ولی دارم رعایت امنیتتونو میکنم که پیام خصوصی بهتون نمیدم یا کوتاه و ساده جوابتونو میدم.
به اندازه کافی خطر بیخ گوشتون هست، نمیخوام توو این شرایط به هر طریقی یا دلیلی، ارتباط مستقیمتون با منم اهرم فشار و آزاری بشه براتون.
شک نکنید آغوش من تا وقتی که هستم، همیشه و با کمال میل مأمن امنتونه.

نکنه از خجالت آبی شدی که باهاش خون کف خیابونا رو شستن؟

خدایا جسدتو توو کدوم یخچال گذاشتن که صدات درنمیاد؟ چن تا تیر خوردی که اینجوری خفه شدی و داری فقط نگامون میکنی؟

گریه نمی‌کنم، حرف نمی‌زنم، سپهر بابایی کجایی...

توو حیاط بیمارستان نشسته بودم. یه آقای غریبه اومد کنارم گفت دخترم هر چی شده میگذره، انقدر غصه نخور. به خودم اومدم دیدم صورتم خیس اشکه. لبخند زدم بهش. گفتم اینو میشه به بچه‌ای که قاب عکس باباش از هیکلش بزرگتره و داره گریه میکنه میگه بابایی کجایی کی میای دلم برات تنگ شده هم گفت؟ به مادری که اول دوقلوهای تازه به دنیا اومده‌شو رو تخت بیمارستان، بعد شوهرشو جلو چشاش کشتن و بعد به خودش تیر خلاص زدنم میشه گفت؟ به بابایی که میون کیسه‌های بیشمار جسدای رو زمین ریخته شده دنبال پسرشه و اسمشو با گریه فریاد میزنه میشه گفت؟ به آتشنشانی که مجروح رو کولشه داره میدوئه و بهش تیر خلاص میزنن چی؟ به مردی که تنهایی یه درو جلو یه لشکر وحشی مسلح نگه داشته که بقیه فرصت فرار پیدا کنن و وقتی زورش دیگه تموم میشه و درو وا میکنن اول یه گوله توو کله‌ش خالی میکنن میشه گفت؟ به مادری که توو عزای پسرش میرقصه که دشمن شاد نشه چی؟ بگم میگذره مادر غصه نخور؟ بگم جیگرگوشه‌تو توو خیابون با گوله‌ی جنگی زدن کاسه‌ی سرش جوری ترکیده که هیچ اثری از مغزش حتی رو زمین اطرافشم باقی نمونده ولی هر چی شده میگذره ها؟ بگم جسد دخترتو بهت تحویل ندادن چون رحمشو شکافتن و بکارتشو دریدن که مبادا به بهشت بره ولی میگذره غصه نخور ها؟ بگم پول گوله‌ای که توو سر و قلب بچه‌تون خالی کردنو ازتون میگیرن که جسد آش و لاششو تحویلتون بدن میگذره ها؟ بگم سی تا ساچمه از تن یه دختربچه سه ساله بیرون آوردن میگذره آره؟ گفتم آقا من از تبار دردم. گفتم هر چی شده کاش میشد بگذره ولی برای من بی‌وطن و بی‌هم‌وطن نمیگذره. گفتم ببین الان این تلفن من که زنگ بخوره، من اشکامو پاک میکنم، لباسمو صاف میکنم، میرم بالا و با لبخند درد آدما رو دوا میکنم اما درد منو هیچکس نمی‌تونه دوا کنه چون این هر چی شده هیچوقت نمی‌گذره. 

ما و خودمون، اونا و همه دنیا. ما ایستاده می‌میریم.

هیچی نگفتم البته. همشو توو دلم گفتم. به اون فقط لبخند زدم و او هم از کنارم رد شد و رفت. مردم که وقت شنیدن درد ایرانیا رو ندارن. مردم اینجا نهایت توجه‌شون به ایرانیا یا به خاطر زیبایی بی‌مثال دخترامون یا به خاطر خوشمزگی غذاهامون یا تجربه‌ی مهربونی خارج از تصور و انتظارشون و یا ذکاوت ومهارت توو درمانشون توسط پزشکا و دندونپزشکای ایرانیشونه. مردم دلشون برای آدمای آزاده و مغرور، نجیب، غنی و دل‌گنده‌ی ایرانی که از اسب افتاده‌ن ولی از اصل هرگز نمیسوزه. مردم اگه خیلی بخوان نوع‌دوستانه برخورد کنن دلشون تهش شاید یه ذره واسه گرسنه‌ و برهنه‌های آفریقایی و پاپتیای بی‌پدر مادرغزه بسوزه که اونم بیشتر اداس. 
ما ایرانیا فقط خودمونیم و خودمون. ولی اشکال نداره ما و خودمون، اونا و همه دنیا. ما حتی اگه قرار به مردن باشه ایستاده می‌میریم!

مگه قرار نبود بالاتر از سیاهی رنگی نباشه؟ مگه قرا نبود مرگ یه بار و شیون یه بار باشه؟

حال بدم قابل وصف نیست. 
اشکام بند نمیاد.
صداهای سوگوارا توو گوشم،
تصویر کشتار بچه‌ها مث یه فیلم بی‌پایان توو ذهنم...
چطورباید به زندگی ادامه داد؟

statement

کنار همه غما و دردامون فرصت خوبی پیش اومده برای شناسایی بی‌شرف‌های نقابدار اطرافمون. 

هر کی هر چی میخواد بگه یا فکر کنه، هر دلیل و برهانی میخواد بیاره، هر عذری میخواد داشته باشه، برای من نه فرقی میکنه و نه مهمه:
بلا استثنااااا هرررر کی توو این شرایط هنووووز دم از اصلاحات بزنه، با براندازی مخالف باشه، به بهانه‌ی بعدش ممکنه بدتر شه! از حمایت شاهزاده رضا پهلوی سرباز بزنه، شوخی یا جدی شاهزاده رو مسخره کنه، بخواد بهش توهین یا تحقیرش کنه، هر کی بگه اگه شاه خوب بود انقلاب نمیشد، بگه خمینی خواست نذاشتن، خامنه‌ای خبر یا اختیار نداره، بخواد جانماز آب بکشه، گناه هرررررررر کدوم از اصلاح‌طلبا رو بشوره، افکار توده‌ای و چپی رو ـ‌ که نتیجه‌ش این منجلاب پر از گهیه که پنجاه ساله توش گیر کردیم‌، حتی در حد تئوری ـ نشخوار و قرقره کنه، مجاهدینو حتی فقط بخواد موجه بدونه، حتی هر کی توو این روزای حساس دم از نه شیخ نه شاه بزنه، هر کی به هررررررر بهونه‌ای مخالف پرچم شیر و خورشید نشان باشه، هر کی به هر دلیلی مخالف اعمال اشدّ مجازات برای تمااااااااااااام عوامل رژیم کثافت ج.ا. ، سپاه و تمام کسانی که به نوعی وامدار این رژیمن باشه، هر کی بگه بهای انحلال رژیم خیلی بالاست و نمی‌ارزه بیش از این مبارزه کرد، هر کی دم از یأس بزنه، فقط ماتم بگیره، خفه بمونه یا بگه تموم شد، گذشت، نمیشه، الکی جوونای مردمو کشتن و هر نوع مزخرفات دیگه‌ای در این راستا، بی‌شک وطن‌فروش، هموطن‌فروش، خائن، وابسته به رژیم، بی‌هویت، بی‌شرف و بی‌ناموسه. خطرناک، ذاااااتاً حرومزاده، پول حروم و نون آغشته به خون خورده‌س. 

استثنا و تبصره هم نداره.

نزدیک من نشه. من این روزا کنترل زیادی رو اعصاب و روان و زبان و اخلاقم ندارم. 

من شخصاً معتقد و طرفدار پادشاهی مشروطه‌ هستم ولی با دموکرات‌ها، جمهوریخواهان و غیره مشکلی ندارم. بذارید اینا برن، شاهزاده‌ی نجیب‌زاده، که شکی در وطن‌دوستیش نیست، آزادیخواهه، رادیکال نیست، خشونت‌طلب، زن‌ستیز و دین‌ستیز نیست، تشنه‌ی قدرت نیست، مثل عوامل ج.ا. و مجاهدین بی‌شرف و بی‌ناموس، بی‌هویت و بی‌وطن نیست ـ بیاد، در دوران گذار رفراندوم بذارید هر کی رأی خودشو بده، سیستمو بر اساس اکثریت آرا انتخاب کنید. ولی در حال حاضر تنها راه درست حمایت از پهلویه و هر کی غیر از این به هر دلیلی مخالفت کنه، به عمد یا غیر عمد باعث و خواستار بقای ج.ا. محسوب خواهد شد و همینطور هم هست. مفهوم بود؟ 

#نه به رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی
#پاینده ایران 
#جاوید شاه

:'(

من خیلی صحنه‌ها و لحظه‌ها و مرگ‌های بد و تلخ دیدم توو دوران کاریم ولی جنایت این جانیای بربر در این دو روز...
وسط میدون جنگم این فجایع قفله!
حالم خیلی خیلی بده ولی من گه میخورم، بد حال شماست که این صحنه‌ها رو جلو روتون دیدین و این لحظه‌ها رو بغل گوشتون تجربه کردید.

تیکه تیکه‌های وجودم درد میکنه

نمیدونم این چن روز چن بار حین حرف زدن با ملت از دستم دررفته و بغضم ترکیده و گریه‌م گرفته ولی امروز صبح داشتم از بیمارستان میومدم خونه یکی ازم تشکر کرد خواستم بگم خواهش میکنم واقعا خواستم بگم خواهش میکنم ولی یهو حس کردم عین یه گلدون بلوری که از ارتفاع پرتش کردن رو زمین هزار تیکه شدم. از هم پاشیدم.

یکی از همین روزا برمیگردیم خونمون...

بعداً داستانشو براتون مینویسم.

ولی برمیگردیم.

یه وقتایی میخوام خوب شم ولی حیقتش بیشتر دوس دارم بمیرم تموم شم

شما افتخار تاریخ خواهید شد!

گفته بودم همه سلولای تنم متشنجن؟

حالا توواین وضع جوابم باید پس بدیم

گفت چرا انقد ادعات میشه نمیری ایران کمکشون کنی. عرض کردم اول اینکه برم از خود گیت فرودگاهم نمیذارن مث آدم رد شم چه برسه که حالا بعدش بخوام کمک کنم. دو اینکه مسئولیت چند نفر بر عهده‌مه. نمیتونم ولشون کنم.

:(

و های‌لایت داستان اونجاشه که میری سر کار مریض شاکیه که چرا ویزیت ۵ دیقه از وقت مقرر دیرتر شده، رئیس شاکیه که قهوه‌ش سرد شده سرش درد گرفته، همکارت دور ورداشته که وای چقدر بیمارا بی‌ملاحظه و پرتوقع شدن، زیردستت نگرانه چون از شدت فشار کار نتونسته به اندازه آب بخوره و حالش بده، آدما خوشالن که برف اومده، ازت میپرسن چرا نمیای بریم پاتیناژ، طوری شده مگه؟ چرا قیافه‌ت ناراحته و... استوری و استتوس و فلان آدمم که میبینن اول میپرسن واقعیه بعد یه اه میکشن عین بز سری تکون میدن و حالا موضوع بعدی...

نمی‌تونم بخوابم. 
نمیدونم چن وقته نخوابیدم

بدنم درد میکنه

میگه اگه پهلوی بیاد دوباره گرفتار دیکتاتوری میشیم :))) باشه بمون باز به ج.ا. رأی بده اصلاحات کن. بابا خر یه بار از یه جایی بره بیفته دیگه از اون راه نمیره چند بار دیگه باید این رژیم بگادت تا رضایت بدی؟ شایدم دوس داری البته...

من احساس میکنم چشامم دیگه درست نمیبینه انقد گریه کردم و نخوابیدمو خبرارو جوریدم

جای باتوما و گوله‌هایی که بهم اصابت نکرده درد میکنه

ترکیب وحشتناکی از یأس و امید

حالم انقدر بده اصن نمیتونم حرف بزنم. دم همه شمایی که با این حال خراب میتونید گرم.

حتی با آرایشم نمی‌تونم گرد غم و دردو توو صورتم پنهون کنم

 تمام سلولای بدنم متشنجه

هر کاری از دستم برمیومد و باید و میشد کردم و بازم ادامه میدم ولی فعلاً که چه فایده.
دلم اونجاست...

💔

بیش از هر بار دیگه‌ای امیدوارم و خوشبین اماااا قلبم هزار پاره‌ست و جیگرم کبابه از دیدن و شنیدن اینهمه خشونت و جنایت. وقیحانه تعرض میکنن. میدونن دارن از خشم ملت میسوزن و خاکستر میشن ولی بازم بیخیال ما نمیشن :(