تیکه تیکه‌های وجودم درد میکنه

نمیدونم این چن روز چن بار حین حرف زدن با ملت از دستم دررفته و بغضم ترکیده و گریه‌م گرفته ولی امروز صبح داشتم از بیمارستان میومدم خونه یکی ازم تشکر کرد خواستم بگم خواهش میکنم واقعا خواستم بگم خواهش میکنم ولی یهو حس کردم عین یه گلدون بلوری که از ارتفاع پرتش کردن رو زمین هزار تیکه شدم. از هم پاشیدم.