و هایلایت داستان اونجاشه که میری سر کار مریض شاکیه که چرا ویزیت ۵ دیقه از وقت مقرر دیرتر شده، رئیس شاکیه که قهوهش سرد شده سرش درد گرفته، همکارت دور ورداشته که وای چقدر بیمارا بیملاحظه و پرتوقع شدن، زیردستت نگرانه چون از شدت فشار کار نتونسته به اندازه آب بخوره و حالش بده، آدما خوشالن که برف اومده، ازت میپرسن چرا نمیای بریم پاتیناژ، طوری شده مگه؟ چرا قیافهت ناراحته و... استوری و استتوس و فلان آدمم که میبینن اول میپرسن واقعیه بعد یه اه میکشن عین بز سری تکون میدن و حالا موضوع بعدی...