نبخشیت

خواستم بگم "ببخشید" هم کلمه‌ی *شریه بعد دیدم نیس فی الواقع. منتها خب به درد آدمی مث من نمیخوره اغلب. چراشم عرض میکنم خدمتتون که یه وخ پیش اومد بدونید. حالا اینکه چرا و چجوری ممکنه براتون پیش بیاد که لازم باشه همچین چیزیو بدونید، خودش نکته‌ی جالبیه که بهش نمی‌پردازیم.
ماجرا از این قراره که بنده اگه اگه یه غلطی می‌کنم که نمی‌بایست می‌کردم متأسف، متأثر، نادم، شرمنده یا خیلی حالات دیگه ممکنه بشم ولی انقدر جرأت دارم که عذر بخوام اما طلب بخشش نکنم؛ یعنی که با شهامت پای اشتباهی که کردم می‌ایستم و بی ترس و منّت منتظر می‌مونم که چوبشو بخورم. ضمن اینکه معتقدم مظلوم بخشنده‎‌ نیست، طبیعت خودش حسابگر و قاضی و حکمران بهتریه. همین دیگه