جانم؟ پرسیدن نداره که. بیاید بغلم
درست میشه. تموم میشه. یه روز میشه که دیگه فقط جای زخما مونده، نه دیگه خون میاد، نه میسوزه، نه در... :'(  نه. دردمون یادمون نمیره، این زخما تا ابد درد خواهد داشت ولی خب حالمون بهتر میشه یه روز. شششـ :*

#روز چهلم

 

#نه فراموش میکنیم #نه میبخشیم

پ.ن. اینکه کی این روزا کدوم ور ایستاده بود هم فراموش نمی‌کنیم!
خب. وقتشه کمی هم به گه‌خوریهای منفورین کوچک رسیدگی کنیم، مبادا که بعداً از قلم بیفتن. البته زیادن ولی هر وخ اتفاقی جایی چشمم بهشون بخوره و فرصت کنم، اضافه‌شون میکنم این زیر که به موقعش از خجالتشون دربیایم ایشالا.

پ.ن. نه دیگه معلومه که همچنان خوب نیستم ولی الان چشمام یه ذره داره یاری میکنه باید از فرصت استفاده کنم.

این داستان #گه‌خوری‌های عرفان

بی‌ناموس کوچولو میدونی چرا توو مراسم ختممون میرقصیم؟ برای اینکه نمی‌خوایم دشمن‌شاد شیم. این گهی که توو توییتت خوردی هم نشون میده که کارمون جواب داده. کُشتی که گریه‌مونو ببینی ولی زهی خیال باطل. تازه رقص بعدیمون مال وقتیه که کدبسته داری التماس میکنی ولت کنیم. قراره رو غلط کردم گه‌خوردمای اون‌موقعت بیت بذاریم، باهاش قر بدیم و انقراض نسلتو جشن بگیریم. تخم سگم... میخواستم بگم جد و آبائته منتها حیف سگ که تخمش شرف داره به کل خاندان توی ولد زنای تخم عن. دفعه بعدم خواستی باز از این گها بخوری به جاش برو وازلین بخر یه کم با پایه مبل و صندلی تمرین کن ببین چجوری باید شل کنی که موقع پاره شدنت زیاد عر نزنی گوشامون اذیت شه. برا خودت میگم وگرنه ما که زورمون کم نیس. 
#گه‌خوریای عرفان عطار۳۱۳


اینم بمونه اینجا که خدای نکرده یادمون نره واس چی دنبالت بودیم.

در ادامه‌ی #گه‌خوری‌ها

این گه‌خورمونم که حتی انقد جنم نداره که با اسم خودش بخواد عر بزنه. ولیکن میدونید که برای بچه‌های اهل فن هیچ کار سختی نیست پیدا کردن اسم و آدرس واقعی پشت این اکانتا که دستشونم از همین حالا درد نکنه. و اماااا:
۱ـ میدونید چرا بابای سپهرو که بین کشته‌ شده‌ها دنبال پسرش میگرده داره مسخره میکنه؟ چون بابای خودش ناشناسه و ماتحتش داره میسوزه دیگه. میدونه اون روزی که نوبت خودش بشه، انقد قراره جنازه‌ش رو زمین بمونه که بوی تعفن بگیره! مجبوره اینجوری عقده‌شو خالی کنه دوستان. مجبوره میفهمید؟ به امید حق که همین روزا چنان زوزه و التماسش برای عفو و گریه‌ی از سر ترستو بشنویم که دلمون خنک شه.
۲ـ ببین گنده‌تونو کتلت کردیم ولی شماها خیلی ریزید،  باید به عنوان آشغال گوشت بریزیمتون جلو شغالا. پس زیاد گه نخورید که لااقل حیوونای خدا مریض نشن وگرنه لایق همونم نیستید، اونوقت مجبوریم بریزیمتون توو چاه مستراح سیفونم روتون بکشیم. حالا خود دانید.
۳ـ آخی دست درد گرفتی از کشتن ما؟ به حق همون خونایی که ریختی طبق قانون دین کذایی خودتون برات حکم قطع دست راستت از سر شونه و پای چپت به انضمام تخمات از بیخ صادر و اجرا شه، بعد بیایم توو باغ وحش بقایای ج. ا. از پشت شیشه در حالیکه داریم کتلت میخوریم نگات کنیم و به کون پاره‌ت بخندیم. چیه از تصورشم ریدی به خودت نه؟ منتظر باش. آسیاب به نوبت جانی کثافت.
#گه‌خوریای یه قاتل و حرومزاده‌ی بی‌هویت

اینم اینحا باشه که یادمون نره وقاحتشو.

#گه‌خوریای دکتر داریوش صفرزاده چستاد دانشگاه

میگه اینا که در اغتشاشات شرکت کردن باید باهاشون بدتر از کسایی که توو ایران آدم کشتن برخورد کرد!
هر کی منافع شما رو برد زیر سؤال جرمش از آدم‌کشی بالاتره آره؟ چون شما معتقدی آدم کشتن انقدرام مهم نیس و جرمش آنچنانم سنگین نیس، مام امیدواریم فردای آزدای همراه چن تا از همون آدم‌کشا بندازنت توو یه قفس که خوش بگذره به همتون ان‌شاء‌اله :))
حیف اسم داریوش که روی تو گذاشتن.
#گه‌خوریای داریوش صفرزاده


به یزدان که تا در جهان زنده‌ام
به کین سیاوش دل آگنده‌ام

بران تشت زرین کجا خون اوی
فرو ریخت ناکاردیده گروی

بمالید خواهم همی روی و چشم
مگر بر دلم کم شود درد و خشم

وگر همچنانم بود بسته چنگ
نهاده به گردن درون پالهنگ

به خاک اندرون خوار چون گوسفند
کشندم دو بازو به خم کمند

و گر نه من و گرز و شمشیر تیز
برانگیزم اندر جهان رستخیز

نبیند دو چشمم مگر گرد رزم
حرامست بر من می و جام و بزم


* فردوسی

شایدم خوب شد که رفتن وگرنه ممکن بود الان بازداشت باشم

توو خیابون دو تا دختر ایرونی پشت سرم بودن. خیابون شلوغ بود، فاصله‌مون کم. یکیشون گفت حالم داره به هم میخوره انقد اینستا همش پر شده از این جنازه‌ها و آت‌آشغالای اغتشاشی! اون یکی گفت حتما خودت رفتی روی یه چیزی که الان هی داره برات میاد. اولی هم برگشت گفت آره اشتباه خودم بود دفعه اول فک کردم باحال‌ماحاله! ولی حال به همزن بود. به جان خودم به قصد اینکه بزنم فکشو بیارم پایین برگشتم دیدم همون لحظه یه پورشه نارنجی زد بغل جفتشون خنده‌کنان سوارش شدن و رفتن. رفتن و من همونجوری یه چار پیج دیقه‌ای سر جام موندم. ایستاده رفتم توو کما فک کنم.

واقعاً حالم خرابه

تمام شبو کابوس میدیدم که خب چیز تازه‌ای نیست. منتها دیشب لول آپ شده بود کابوسا. خواب میدیدم در به درِ مصاحبه و اطلاع‌رسانی‌ام و نمیذاشتن نمیشد یا موقعیتو از دست میدادم یا یه بلایی سرم میومد که نشه و هر هیوده هیژده باری که از خواب پریدم بعدش یه موقعیت دیگه‌ی همینجوری رو خواب دیدم. بیدار میشدم به خودم میگفتم آروم باش خواب بوده، توو واقعیت که اینجوری کردی اونجوری گفتی یا اونجوری نوشتی یا اصلا اینجوری نشده که... توو همین حال خوابم میبرد باز و دوباره از نو، سناریوی بعدی.

بچه‌ها...

بچه‌ها من حواسم بهتون هس ولی دارم رعایت امنیتتونو میکنم که پیام خصوصی بهتون نمیدم یا کوتاه و ساده جوابتونو میدم.
به اندازه کافی خطر بیخ گوشتون هست، نمیخوام توو این شرایط به هر طریقی یا دلیلی، ارتباط مستقیمتون با منم اهرم فشار و آزاری بشه براتون.
شک نکنید آغوش من تا وقتی که هستم، همیشه و با کمال میل مأمن امنتونه.

نکنه از خجالت آبی شدی که باهاش خون کف خیابونا رو شستن؟

خدایا جسدتو توو کدوم یخچال گذاشتن که صدات درنمیاد؟ چن تا تیر خوردی که اینجوری خفه شدی و داری فقط نگامون میکنی؟

گریه نمی‌کنم، حرف نمی‌زنم، سپهر بابایی کجایی...

توو حیاط بیمارستان نشسته بودم. یه آقای غریبه اومد کنارم گفت دخترم هر چی شده میگذره، انقدر غصه نخور. به خودم اومدم دیدم صورتم خیس اشکه. لبخند زدم بهش. گفتم اینو میشه به بچه‌ای که قاب عکس باباش از هیکلش بزرگتره و داره گریه میکنه میگه بابایی کجایی کی میای دلم برات تنگ شده هم گفت؟ به مادری که اول دوقلوهای تازه به دنیا اومده‌شو رو تخت بیمارستان، بعد شوهرشو جلو چشاش کشتن و بعد به خودش تیر خلاص زدنم میشه گفت؟ به بابایی که میون کیسه‌های بیشمار جسدای رو زمین ریخته شده دنبال پسرشه و اسمشو با گریه فریاد میزنه میشه گفت؟ به آتشنشانی که مجروح رو کولشه داره میدوئه و بهش تیر خلاص میزنن چی؟ به مردی که تنهایی یه درو جلو یه لشکر وحشی مسلح نگه داشته که بقیه فرصت فرار پیدا کنن و وقتی زورش دیگه تموم میشه و درو وا میکنن اول یه گوله توو کله‌ش خالی میکنن میشه گفت؟ به مادری که توو عزای پسرش میرقصه که دشمن شاد نشه چی؟ بگم میگذره مادر غصه نخور؟ بگم جیگرگوشه‌تو توو خیابون با گوله‌ی جنگی زدن کاسه‌ی سرش جوری ترکیده که هیچ اثری از مغزش حتی رو زمین اطرافشم باقی نمونده ولی هر چی شده میگذره ها؟ بگم جسد دخترتو بهت تحویل ندادن چون رحمشو شکافتن و بکارتشو دریدن که مبادا به بهشت بره ولی میگذره غصه نخور ها؟ بگم پول گوله‌ای که توو سر و قلب بچه‌تون خالی کردنو ازتون میگیرن که جسد آش و لاششو تحویلتون بدن میگذره ها؟ بگم سی تا ساچمه از تن یه دختربچه سه ساله بیرون آوردن میگذره آره؟ گفتم آقا من از تبار دردم. گفتم هر چی شده کاش میشد بگذره ولی برای من بی‌وطن و بی‌هم‌وطن نمیگذره. گفتم ببین الان این تلفن من که زنگ بخوره، من اشکامو پاک میکنم، لباسمو صاف میکنم، میرم بالا و با لبخند درد آدما رو دوا میکنم اما درد منو هیچکس نمی‌تونه دوا کنه چون این هر چی شده هیچوقت نمی‌گذره. 

ما و خودمون، اونا و همه دنیا. ما ایستاده می‌میریم.

هیچی نگفتم البته. همشو توو دلم گفتم. به اون فقط لبخند زدم و او هم از کنارم رد شد و رفت. مردم که وقت شنیدن درد ایرانیا رو ندارن. مردم اینجا نهایت توجه‌شون به ایرانیا یا به خاطر زیبایی بی‌مثال دخترامون یا به خاطر خوشمزگی غذاهامون یا تجربه‌ی مهربونی خارج از تصور و انتظارشون و یا ذکاوت ومهارت توو درمانشون توسط پزشکا و دندونپزشکای ایرانیشونه. مردم دلشون برای آدمای آزاده و مغرور، نجیب، غنی و دل‌گنده‌ی ایرانی که از اسب افتاده‌ن ولی از اصل هرگز نمیسوزه. مردم اگه خیلی بخوان نوع‌دوستانه برخورد کنن دلشون تهش شاید یه ذره واسه گرسنه‌ و برهنه‌های آفریقایی و پاپتیای بی‌پدر مادرغزه بسوزه که اونم بیشتر اداس. 
ما ایرانیا فقط خودمونیم و خودمون. ولی اشکال نداره ما و خودمون، اونا و همه دنیا. ما حتی اگه قرار به مردن باشه ایستاده می‌میریم!

مگه قرار نبود بالاتر از سیاهی رنگی نباشه؟ مگه قرا نبود مرگ یه بار و شیون یه بار باشه؟

حال بدم قابل وصف نیست. 
اشکام بند نمیاد.
صداهای سوگوارا توو گوشم،
تصویر کشتار بچه‌ها مث یه فیلم بی‌پایان توو ذهنم...
چطورباید به زندگی ادامه داد؟

statement

کنار همه غما و دردامون فرصت خوبی پیش اومده برای شناسایی بی‌شرف‌های نقابدار اطرافمون. 

هر کی هر چی میخواد بگه یا فکر کنه، هر دلیل و برهانی میخواد بیاره، هر عذری میخواد داشته باشه، برای من نه فرقی میکنه و نه مهمه:
بلا استثنااااا هرررر کی توو این شرایط هنووووز دم از اصلاحات بزنه، با براندازی مخالف باشه، به بهانه‌ی بعدش ممکنه بدتر شه! از حمایت شاهزاده رضا پهلوی سرباز بزنه، شوخی یا جدی شاهزاده رو مسخره کنه، بخواد بهش توهین یا تحقیرش کنه، هر کی بگه اگه شاه خوب بود انقلاب نمیشد، بگه خمینی خواست نذاشتن، خامنه‌ای خبر یا اختیار نداره، بخواد جانماز آب بکشه، گناه هرررررررر کدوم از اصلاح‌طلبا رو بشوره، افکار توده‌ای و چپی رو ـ‌ که نتیجه‌ش این منجلاب پر از گهیه که پنجاه ساله توش گیر کردیم‌، حتی در حد تئوری ـ نشخوار و قرقره کنه، مجاهدینو حتی فقط بخواد موجه بدونه، حتی هر کی توو این روزای حساس دم از نه شیخ نه شاه بزنه، هر کی به هررررررر بهونه‌ای مخالف پرچم شیر و خورشید نشان باشه، هر کی به هر دلیلی مخالف اعمال اشدّ مجازات برای تمااااااااااااام عوامل رژیم کثافت ج.ا. ، سپاه و تمام کسانی که به نوعی وامدار این رژیمن باشه، هر کی بگه بهای انحلال رژیم خیلی بالاست و نمی‌ارزه بیش از این مبارزه کرد، هر کی دم از یأس بزنه، فقط ماتم بگیره، خفه بمونه یا بگه تموم شد، گذشت، نمیشه، الکی جوونای مردمو کشتن و هر نوع مزخرفات دیگه‌ای در این راستا، بی‌شک وطن‌فروش، هموطن‌فروش، خائن، وابسته به رژیم، بی‌هویت، بی‌شرف و بی‌ناموسه. خطرناک، ذاااااتاً حرومزاده، پول حروم و نون آغشته به خون خورده‌س. 

استثنا و تبصره هم نداره.

نزدیک من نشه. من این روزا کنترل زیادی رو اعصاب و روان و زبان و اخلاقم ندارم. 

من شخصاً معتقد و طرفدار پادشاهی مشروطه‌ هستم ولی با دموکرات‌ها، جمهوریخواهان و غیره مشکلی ندارم. بذارید اینا برن، شاهزاده‌ی نجیب‌زاده، که شکی در وطن‌دوستیش نیست، آزادیخواهه، رادیکال نیست، خشونت‌طلب، زن‌ستیز و دین‌ستیز نیست، تشنه‌ی قدرت نیست، مثل عوامل ج.ا. و مجاهدین بی‌شرف و بی‌ناموس، بی‌هویت و بی‌وطن نیست ـ بیاد، در دوران گذار رفراندوم بذارید هر کی رأی خودشو بده، سیستمو بر اساس اکثریت آرا انتخاب کنید. ولی در حال حاضر تنها راه درست حمایت از پهلویه و هر کی غیر از این به هر دلیلی مخالفت کنه، به عمد یا غیر عمد باعث و خواستار بقای ج.ا. محسوب خواهد شد و همینطور هم هست. مفهوم بود؟ 

#نه به رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی
#پاینده ایران 
#جاوید شاه