سیروان داره میخونه برنگرد تا اون تصویری که ساختم همون باشه که ازت مونده تو رویام . . . من خعلی به این مسئله معتقدم. ینی ترجیحم در مورد تجربه‌ی دوباره‌ی خیلی آدما و حتی جاها و فضاها واقعا همینه.
من خود از غم شکسته دل بودم
عشقت آمد تمامتر بشکست


چگونه میشه اینگونه شه خب؟

بعد من هنوز نرفتم به من داره میگه  درسته نبودت خیلی اذیت میکنه ولی فلان.  

اومود واهی

کاش سال نوی میلادی سال مبارکی بشه
نمیدونم برندی رو بیشتر دوس داشت یا تن ماهی رو ولی در عوض من معلوم الحال بودم 

دورو برعکس کنی میشه رود

بعد اینا عرق‌خوریای ما رو ندیدن که. دو تا شاتت که میشه سه تا و چارتا و حالِت همونیه که بود یه جوری نگا میکنن که انگار دیوید کاپرفیلد جلوشون نشسته مثلا. ولی خب کوفتم شد انقد جاتون و جای یکی دو نفرو به صورت ویژه خالی کردم.

یکی

یکی از چیزایی که خیلی بده هم اینه که یکی باشه ولی نباشه. برعکس برعکسش که یکی نباشه ولی باشه خوبه.
پ.ن. به مغزتون فشار نیارید. 

:(

شبیه بچه‌ای که تیله‌هاشو توو اسباب‌کشی گم کرده

123... 123... keeping calm...

هر کدومشون به دلیلی که دقیقن نمیدونم چیه دعوا دارن باهام. گویا همینجوری نفس که میکشم را به راه آزارشون میدم. شوربختی بزرگتر اینه که نکِشمم باز آزارشون میدم. 

وجودش مبارکه فقط دنبال مسافر نباید بره :ی

آخه امروز تولد یکی از مهربونترین و بااحساس‌ترین موجودات دنیا بود . . .
پ.ن. که به منچ حسودیم میشه. به اون نظیفه حتی.

^_^

خودم کمتر از تو نفس میکشم
که سهم ِ هوامو ببخشم به تو . . . 

. . .

. . . درد این آدمو که از متن رفته توی حاشیه . . .

:'(

همه لیلیا مثل تو نیستن
خیلیا قید مجنونو این توو زدن . . .

:'(

شبی که توو سلول تنهایی ام
به جای نگهبان صدات میکنم 

to be continued

+ با تندیس کجا رفتین؟
ـ  تندیس بلورین؟
+ تندیس بولورین کیه؟
ـ  از خودش بپرس میگه بهت
+ تندیس بولورین کیه؟
× هارهارهار
+ کیه؟ 
ـ  تندیس میدونی که چیه؟
+ اره یه فروشگاهه
ـ . . . 

دل قوی دار، سحر نزدیکست

میان نوشته‌هایم به دنیال متنی بودم که در گوشه‌ای از آن جرقه‌ای از امید ـ هرچند کوچک ـ نهفته باشد. نیافتم. // دوست داشتم امشب که یلداست میهمانتان کنم. میهمان صدایم و آغوشم، اگرچه کم و دوووور اما مادرانه و صادقانه. نشد. // نه حرف تازه‌ای دارم، نه شعری نو. نه حتی داستانکی که در خور حالتان باشد و خوب میدانم که حالتان هیچ خوب نیست . . . 
دوس داشتم لااقل از امید برایتان بنویسم اما نوشته که از ته دل نباشد خیانت ست به همه طرف. باری هنوز هم بر این باورم که یک روز خوب خواهد آمد. 
فال حافظ همه‌تان پیش من محفوظ ست و گرچه غمگین اما من هنوووز هم دوستتان دارم :)
+

بیا تااا برات قصه بگم

یکی بود یکی نبود نبوده که درستش بوده یکی بود؟ عاعا یکی نبود . . . چرا؟ چون هیچوخ یکی نبوده که بوده. الانم نیس. هیشوخ هیشکی نیس. قبلنم نبوده. یا قبلاًم. حالاع.

ای بائااا

اینکه خوب نیستم درسته دلیل خاص عجیب غریب تازه‌ی داغی نداره ولی بی‌دلیلم نیس که.

میگه که

بی‌کار ماند شست غم او که بر دلم 
از بس که زخم هست دگر جای تیر نیست
خاقانی